ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
147
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه و بكير بن ابى سميط و آن هر دو ، از گفته قتاده ، از مطرف نقل مىكرد كه مىگفته است * فضل و برترى دانش در نظر من خوشتر از فضل عبادت است و بهترين كار دين شما پارسايى و بيم از خداوند است . گويد عفان بن مسلم ، از حماد بن سلمه ، از ثابت ما را خبر داد كه مىگفته است مطرف مىگفت * فتنه هنگامى كه فرا مىرسد براى هدايت فرا نمىرسد بلكه براى آن است كه مؤمن از نفس خود قرعه كشى كند و خود را بيازمايد . گويد عفان بن مسلم و روح بن عباده ، از گفتهء همام بن يحيى خبر دادند كه مىگفته است شنيدم قتاده مىگفت كه * مطرف هر گاه فتنهاى پيش مىآمد از شركت در آن نهى مىكرد و خود مىگريخت . حسن بصرى از شركت در فتنه نهى مىكرد ولى از جاى خود تكان نمىخورد . مطرف مىگفت حسن را نمىتوانم به چيزى جز مردى كه مردم را از سيل بر حذر مىدارد و خود در گذرگاه سيل مىايستد ، تشبيه كنم . گويد فضل بن دكين ، از عبد الملك بن شدّاد ، از ثابت بنانى ما را خبر داد كه مطرف بن عبد الله مىگفته است * هفت يا نه سال در فتنه ابن زبير زندگى كردم . در آن مدت نه خبرى به من دادند و نه در جستجوى آگهى از خبرى برآمدم . گويد مسلم بن ابراهيم ، از ابو عقيل بشير بن عقبه ما را خبر داد كه مىگفته است * به يزيد بن عبد الله بن شخير كه پدر علاء بن يزيد است گفتم هنگامى كه در مردم هيجان به وجود مىآمد ، فتنه در مىگرفت ، مطرف چه مىكرد ؟ گفت : در كنج خانه خود مىنشست و در نماز جمعه و هيچ اجتماع ديگرى شركت نمىكرد تا كار روشن شود . گويد عفان بن مسلم ، از وهيب ، از ايوب ما را خبر داد كه مىگفته است مطرف مىگفت * اگر مرا بگيرند و بندها بر پايم نهند براى من خوشتر از آن است كه در جستجوى چيزى برآيم يا با نابودى و به خطر انداختن خود در صدد كسب فضيلت جهاد باشم . گويد وهب بن جرير بن حازم ، از قول پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است از حميد بن هلال شنيدم مىگفت * به روزگار فتنه ابن اشعث ، گروهى پيش مطرف بن عبد الله آمدند و او را براى جنگ با حجاج فرا خواندند و چون اصرار كردند گفت اين كارى كه مرا به شركت در آن دعوت مىكنيد بيش از اين نيست كه همچون جهاد در راه خدا باشد ، و فزون بر آن كه نخواهد بود ؟ گفتند : آرى فزون بر آن نيست . گفت : من خود را ميان نابودى و هلاكت نمىاندازم به اميد آنكه شايد فضيلتى به دست آورم .